غلامعلى صفايى
121
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
« لعلّ » متضمن معناى « ليت » مىشود و فعل مضارع بعد از آن منصوب مىشود - گفتهاند : « لعلّ » هيچ وقت اين گونه نمىشود و نصب آن فعل ، كاشف از متضمن معناى تمنى بودن « لعلّ » نمىباشد و نصب « فأطّلع » در سورهء غافر را اين گونه توجيه كردهاند كه نصب آن بنا بر تقدير و توهم وجود « أن » قبل از « أبلغ » است آنگاه فاء ، فعل « أطلع » را عطف بر « أبلغ » منصوب بالتوهم مىكند . چنانكه مجرور شدن معطوف در شعر زهير بن أبي سلمى با آن كه معطوف عليه منصوب است بنابر توهم وجود حرف جرى قبل از معطوف عليه و مجرور بودن آن است : « بدا لى أنّي لست مدرك ما مضى * و لا سابق شيئا إذ كان جائيا » « 1 » شاهد : در مجرور شدن معطوف « سابق » بنابر توهم و تقدير وقوع حرف جرى قبل از « مدرك » كه خبر « ليس » و معطوف عليه است مىباشد . معناى شعر : « روشن شد براى من كه همانا من ديگر درككننده آنچه كه گذشته نيستم و سبقتگيرنده از چيزهائى كه آمدهاند نيز نمىباشم » . و يحتمل أنّه عطف : احتمال ديگرى كه دربارهء دليل منصوب شدن « اطلّع » در آيه مىباشد كه باعث رد قول زمخشرى مىگردد ، اين است كه احتمال دارد « اطّلع » به توهم وجود « أن » مقدره منصوب گرديده كه در اين صورت تأويل به مصدر - « إطاعه » - گرديده و عطف بر « الأسباب » مىشود همانند و بر طبق قول ميسون بنت بجدل همسر معاويه كه از دست معاويه به تنگ آمده بود و قصد جدائى از او را داشت و در آخر از او جدا شد : لبيت تخفق الأرواح فيه * أحبّ إلىّ منح قصر منيف « و ليس عباءة و تقرّ عينى * أحبّ إلىّ من لبس الشفوف » « 2 » و أصوات الرّياح في كل فجر * أحبّ إلىّ من نقر الدفوف
--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 1 / 282 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 2 / 242 ، الإنصاف : 2 / 565 ، الكتاب : 1 / 103 ، اللباب : 86 ، شرح الاشموني : 3 / 350 . ( 2 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 653 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 5 / 64 ، الكتاب : 1 / 499 ، شرح ابن عقيل : 2 / 358 ، أوضح المسالك : 3 / 181 ، الخزانة : 3 / 593 ، التصريح على التوضيح : 2 / 144 .